سوابق نژادی ترک _ آذربایجان
سوابق نژادی ترک :
"مردمی که اکنون بنام ترک خوانده میشوند،پیش از قرن 6میلادی بااسمهای مختلف سیاسی و قبیله ای شناخته می شدند.
در نیمه اول قرن ششم میلادی گروهی از اقوام ترک آلتانی از مساکن خود مهاجرت کرده باتفاق بعضی قبایل همسایه خویش امپراطوری عظیمی تشکیل دادند که قلمرو آنان بین سرزمین مغولستان و دریای سیاه بود.
بنیان گذاران این امپراطوری بزرگ ، نخست عنوان ترک را برای خود برگزیدند که در زبان ایشان بصورت (توروک)به معنی قوی بکار میرفت.
چینیان این اقوام را به زبان خود «تو-چوئه» یا به قرائت دیگر«تو-کیو» می خواندند.
اقوام متشکل این امپراطوری ترک در سال 582 میلادی به دو دسته ترکان شرقی و غربی تقسیم شدند.مرکز اداری ترکان شرقی،در جایی بنام اورخون در سرزمین مغولستان و مرکز اداری ترکان غربی در سمیرچی واقع بود.
هسوآن_تسنگ سیاح معروف چینی در سال 630 میلادی محل خیمه های ترکان غربی را در نزدیکی رودخانه چو یافته است و از ایشان نام میبرد.
نام ترک به عنوان قومی بدوی نخستین بار در قرن ششم میلادی دیده میشود.
در همان قرن ،ترکان،دولتی بدوی تاسیس کردند که از از مغولستان و سر حد شمالی چین تا بحر اسود امتداد داشته است.
موسس حکومت مذکور در سال 552 میلادی در گذشت و برادرش تا سال 576 زیسته، که چینیان از دولت مزبور بنام امپراطوری ترکان مشرق یاد کرده اند.
ابری-مکی (یادداشت ص 16) ترکمن ها رابدین صور توصیف میکند: قومی از نژاد ترک که در قرن 11 و 12 بخارا را تسخیر کرده و در سمت مغرب دریای خزر به ارمنستان و گرجستان و شیروان و داغستان دست یافتند.
"...تاریخ ترک با قبول دین اسلام از مجرای تمدن اصلی خود منحرف گردیده است والا تاریخ ترک از لحاظ زمان مدتهای مدیدی بر اسلام تقدم دارد و نوع بشر از جهات چند مرهون و مدیون ملت ترک است.
چنانکه از مثلاً استعمال فلزات را همین قوم به اقوام دیگر آموخته اند.
اجداد قدیمی ترکها به مناسبت تغییر عمده ای که در نتیجه ظهور دوره یخ-بندی در آب و هوا بمیان آمد،از طریق اجبار از آسیای مرکزی جلاٌ وطن نموده و بطرف مغرب روان گردیدند و در آن نواحی سکنی گزیده،مرکز تشعشع تمدنی بس عالی گردیدند که عموماً بنام تمدن های:
1)سومری
2)خطی
3)ولیدیائی و فریژی
4)مسینی
5)کرتی
6)واترسکی
7)ولیگوری
8)وایبری
9)وسلتیک
خوانده میشود.
______________________________________________________
{تاریخ دنیا در4 جلد_ از انتشارات: ریاست جمهوری ترکیه_ سال 1931}

آذرباَیجان:
"...ژوستن در کتاب خود درباره تقسیم ممالک اسکندر می گوید:
ماد کوچک به آتروپات رسید و در بعضی نسخ کتاب ژوستن این نام را آکروپات نوشته اند که شاید تحریف کلمه دیگر یعنی آتروپات یا آگروپات باشد.
استرابون جغرافی نویس یونانی حقیقت واقعه و چگونگی فرمانروایی یک اسپهبد ایرانی را در آذربایجان در دوره تسلط اسکندر و جانشینانش روشن تر از هر نویسنده دیگر شرح داده است. ولی می گوید چون اسکندر بر ایران دست یافت در شمال ماد در آنجا که اکنون اذربایجان است سرداری آتروپات نام برخاسته
و آن سرزمین را از افتادن بدست یونانیان حفظ کرد و سلطنت مستقل و آزادی بنا نهاد که قرنها بر پا بود
بازماندگان آتروپات تا زمان خود استرابون که معاصر اشکانیان است فرمانروایی داشته اند(استرابون در 19 میلادی مرد) بعبارت دیگر چون اسکندر به ایران تاخت و ممالک هخامنشی را بگرفت و سپهبدان و شهریاران سرزمین های ایرانی را بر انداخت در یک سرزمین ایرانی یعنی ماد کوچک با مقاومت سپهبد ایرانی بنام آتروپات روبرو شد.
"...پس از مرگ اسکندر که خونریزی و غارت و نزاع میان جانشینانش در گرفت ، مردم آذربایجان بپاس حفظ این منطقه از آشوب،آتروپات را به شاهی برداشتند و او در دور نگه داشتن این سرزمین از اعمال نفوذ بیگانگان کوشش بسیار کرد که از ان زمان سرزمین ماد کوچک بنام سردار آتروپات و خاندانش آتورپاتکان خوانده شد یعنی سرزمین آتروپات.
یاقوت مولف معجم البلدان و عده ای دیگر آذربایجان را حافظ النار یا حافظ بیت النار گفته اند.
نام سرزمین آتورپاتکان که یونانیان و نویسندگان ارمنی اترپتکان نوشته اند بصورتهای مختلف از جمله :
آذربایگان،آذرباذگان،اذربادگان،آذربایجان،آذربیجان و آذربایکان آمده است.
_______________________________________________________________
{نقل و اقتباس از کتاب نقش آذربایجان..._ حسین احمدی پور}
وبلاگ آذربایجان شناسی توسط دانشجویان مهندسی پزشکی دانشگاه سهند تبریز پایگذاری شده است وبا توجه به استقبال گسترده حال به همت دانشجویان تمام رشته های این دانشگاه و سایر دانشگاه های منطقه آذربایجان به فعالیت خود ادامه می دهد. ضمنا این وبلاگ به هیچ عنوان سیاسی نبوده و فقط در راستای شناخت آذربایجان به عنوان قسمتی از ایران اسلامی فعالیت می کند.