اوغوز (نوروز) بایرامی آذربایجان دیاریندا
همانطوريكه ميدانيم آذربايجان نسبت به مناطق ديگر ايران بنا به موقعيت جغرافيايي داراي شرايط آب و هوايي مخصوص است كه از ويژگيهاي مهم آن بودن زمستانهاي سرد و طولاني مي باشد و نيك ميدانيم كه چنين شرايط آب و هوايي در ديگر نقاط ايران وجود ندارد و به خاطر اين موضوع ساكنان اين سرزمين با تمام شدن فصل سرما و يخبندان و آغاز فصل بهار و بيدار شدن طبيعت به رقص و پايكوبي ميپرداختند و بدين گونه اين موضوع به يك فرهنگ عمومي و جشن ملي در ميان نياكان ما تبديل شد. و بعنوان ميراث گرانبها براي ما به يادگار ماند كه حتي اين فرهنگ به ديگر نقاط ايران بلكه بيشتر از آن به ديگر كشورها گسترش يافت.
در گذشته نياكان ما دريافته بودند كه چهار عنصر (سو-اود-يئل-تورپاق) دخيل در زندگي و در واقع حيات بخش زندگي آنهاست. اين چهار عنصر بعنوان سنبل حيات انسان و فلسفه وجودي زندگي انسان قابل ستايش بوده و هميشه مورد تقدس قرار گرفته اند به عنوان مثال در آذربايجان آتش داراي جايگاه ويژه ايي بوده است و آتش بعنوان حرارت بخش زندگي و خاك و طبيعت در جهت بيداري بوده اند .
با آمدن زمستان و فصل سرما زندگي انسان با يك ركود مواجهه ميشود و انسان با مرگ طبيعت از هرگونه نعمت خدادادي محروم ميشود و در زير آماج تازيانه زمستان در شرايط سخت آب و هوايي از چهار عنصر طبيعت يعني (سو، اود، يئل، تورپاق) محروم و پيش از پيش به ارزش و قدر و منزلت اين چهار عنصر پي مي برد و با آمدن بهار اولين روز اين فصل را به همين جهت در سطحي گسترده جشن و شادی می پردازد.
ما پيش از اينكه به مراسم اصلي عيد نوروز و ويژگيهاي آن اشاره كنيم ضروري است كه در مورد سمبل و نماد اين چهار عنصر موجود در طبيعت توضيحي ارائه دهيم:
نياكان ما در مواجهه با شديدترين شرايط سخت زندگي دريافته بودند كه (سو اود يئل تورپاق) داراي اهميت خاصي در زندگي شان است. و بنا به همين جهت با نزديك شدن فصل بهار چهار هفته آخر فصل زمستان را به نام يكي از اين چهار عنصر نامگذاري ميكنند .
سو مظهر و نماد حيات و تجديد زندگي است اولين هفته را بنام (سو چارشنبه سي( نامگذاري كرده اند بنا به اهميت وجود (سو) در زندگي انسان كه بعنوان مايه حيات انسان است و برفها و يخهاي زمين آرام آرام ذوب ميشوند اين موضوع براي نياكان ما از اهميت و ارزش بسياري برخوردار بود.
اود دومين هفته را نياكان ما تحت عنوان (اود چارشنبه سي) نام نهاده اند كه مظهر حرارت و نور و روشنايي است. نياكان ما بر اين باور بودند كه هر قدر آتش و خورشيد را مقدس بحساب آورند همان اندازه طبيعت زودتر بيدار ميشود و به انسانها سعادت به ارمغان مي آورد. بودن آتشگاه هاي متعدد در سرزمين آذربايجان خود شاهدي براین ادعاست كه آتش و خورشيد داراي چه اهميتي در ميان نياكان ما بوده اند.
یئل سومين هفته آخر ماه فصل زمستان را پدران و مادران ما تحت عنوان (يئل چارشنبه سي) نامگذاري كرده اند چون در اين هفته باد با آمدن خود به زمين و طبيعت زندگي نويد بيداري ميدهد (يئل) در يك مدت كوتاه تمامي زمين را پشت سر ميگذارد و زمين را به بيداري فرا ميخواند .
تورپاق آخرين چارشنبه سال نيز تحت عنوان (تورپاق چارشنبه سي) نامگذاري شده است كه با جذب گرما و حرارت بيدار ميشود كه در نزد مردم با نام (ايلين سون چارشنبه سي) مشهور است.
هفت سین(یئددی سین)
ابتدا لازم است اشاره كنيم كه عدد هفت در ميان ما توركان داراي جايگاه ويژه ايي است و كلا بايد گفت كه اين عدد را براي اولين بار سومئرها ابداع كردند كه به مرور زمان در ميان ملل نيز براي خود جاي باز كرده است و نيز لازم بذكر است كه در گذشته هاي دور به عيد نوروز در ميان توركان اوغوز (يئني گون) ميگفتند و اين موضوع را آشكارا ميتوان در كتاب ديوان لغات التورك محمد كاشغري كه هزار سال پيش نوشته شده است مشاهده كرد.
سفره (يئددي سين) يكي از آيين هاي ويژه در عيد نوروز است با صراحت ميتوان گفت كه سينهاي موجود در (يئددي سين) (هفت سين امروزي) از فرهنگ غني توركي به عاريت گرفته اند و اگر معادل آن كلمه را داشته اند همان را بكار برده اند مانند سير كه جاي (ساريمساق) بكار برده اند و گرنه كلمات ديگري را كه از هيچ ماهيت و اصالتي فرهنگي برخوردار نيستند جايگزين كرده اند كه بسيار نامناسب مینمايد چه اين (سو) ماده اوليه حركت است كه در زندگي نقش بازي ميكندو مايه حيات است نه سنجد!!! البته بعضي از كلمات را نيز كه در زبان فارسي براي آنها اصلا معادلي نبود به همان شكل بكار گرفته اند مانند سركه و سوماق و سمني البته در معني ديگر اطلاق كرده اند.
از عهد باستان در مناطق مختلف آذربايجان به سفره (يئددي سين) (باجا قاباغي بزمك) ميگفتند لازم به ذكر است در گذشته خانه هاي نياكان ما داراي يك پنجره مخصوص در سقف بود كه به آن باجا ميگفتند. و چون نياكان ما بر اين اعتقاد بودند كه در عيد نوروز روح اجداد ما به خانه هاي خود سركشي ميكنند و از طريق باجا وارد خانه ميشوند اين سفره را در مقابل همان باجا پهن ميكردند و انواع خوراكيها را كه هر يك نماد و سنبلي از موضوعات مرتبط با زندگي است در آنجا قرار داده اند كه روح اجدادشان با ديدن آنها راضي و خشنود گردد پس با سعي و كوشش فراوان در جهت تزيين هرچه بهتر سفره برمي آمدند بلكه هرچه بيشتر روح اجدادشان را خشنود و راضي ميساختند كه زندگي فرزندانشان در رفاه و آسايش ميگذرد و از طرف ديگر اين محصولات غذايي را كه هريك به نحوي در زندگي انسان داراي نقش عمده ايي بودند مورد تقدس قرار دهند كه هر يك از اين سين ها بعنوان رمز و سمبلي در زندگي انسان عبارتند از :
1 - سو : آب كه اين مايه حيات بعنوان رمز و بقاي زندگي انسان بشمار ميرود و زندگي انسان بدون وجود آن امكانپذير نيست و در گذشته هاي دور در ميان توركان حتي مورد پرستش قرار ميگرفت.
2 - سمني : هرچند امروزه بعنوان حلواي خوشمزه و خوردني بشمار ميرود بايد گفت كه در اصل اين كلمه با ماده اوليه آن اطلاق ميشده است يعني (سبزي) كه نماد و سمبل تجديد حيات در زندگي است يعني در واقع در گذشته هاي دور سمني به سبزي گفته ميشد ولي بعدها با فراموش كردن اصل لغت و معني اوليه آن با آن نوعي خوردني تغيير نام يافته است كه حتي اين موضوع را ميتوان در اين شعر مشاهده كرد كه زنان هنگام پختن سمني دسته جمعي آنرا مي سرايند:
سمني ساخلا مني
ايلده گویرده رم سني
سمني آل مني
هر يازدا يادا سال مني
و يا در شعر ذيل:
سمني سازانا گلميشم اوزانا اوزانا گلميشم
سن گلنده ياز اولور
ياز اولور آواز اولور
با توجه به معني (گويرده رم) يعني سبز ميكنم ميفهميم كه سمني همان سبزي نماد و سمبل تجديد حيات است كه فارسها سبزي را جايگزين آن كرده اند و خود سمني را در معني خوردني و شيريني بكار ميبردند بايد گفت امروز در آذربايجان شمالي كلمه سمني با حفظ معني اصيل خود يعني سبزي در زبان مردم رايج است.
3 - ساريمساق : كه بعنوان رمز سلامت انسان ميشود و از گذشته هاي دور به فوايد مختلف آن تاكيد بسياري شده است.
4 - سوجوق : كه بعنوان سمبل و رمز شيرين زندگي است كه از عهد باستان بعنوان يكي از لذيذترين و خوشمزه ترين شيرينيها در آذربايجان بوده است و هنوز هم رايج است.
5 - سونبول : رمز و نماد بركت زندگي است و در واقع سونبول كه همان گندم باشد و ماده اصلي نان است در زندگي انسان نقش اساسي ايفا ميكند و به همراه سو دو عنصر اصلي و اساسي حيات انسان هستند كه متاسفانه اين ركن اساسي نيز بسان سو از سفره يئددي سين حذف شده است .
6 - سوماق : كه بعنوان سمبل و رمز مزه و طعم زندگي محسوب ميشود.
7 - سيركه (سركه ) : بعنوان رمز و سمبل برطرف كننده مزاج بد بدن انسان است.
اما جالب است بدانید سفره هفت سين در برخی مناطق روستايي آذربايجان چندان مرسوم نبوده و به جاي آن سفره عيد در خانه ها گسترده مي شد و افرادي كه براي عيد ديدني به آن خانه مي آمدند در آن سفره مي نشستند و پذيرايي مي شدند.
سبزه روياندن كه معمولا از گندم، عدس، جو و ساير روييدني ها انجام مي گرفت يكي دو هفته مانده به عيد به وسيله زنان خانواده مهيا مي شد و اين سبزه در خانه به عنوان مظهر رويش و سرسبزي باقي مي ماند و در سيزدهم نوروز به دامان طبيعت يا در آب روان رها مي شد.
ماندن سبزه عيد در خانه بعد از سيزده بدر در افواه مردم شگون ندارد و به نوعي مي توان گفت كه رها كردن سبزه نوروزي در آب روان به معناي جريان زندگي و حيات دوباره جانداران است.
مردم آذربايجان ، در جريان عيد و شادي، آيين هاي ديني و مذهبي را فراموش نكرده اند، هنوز در جاي جاي آذربايجان ، رسم گرفتن اولين دريافتي، به عنوان بركت سال از بين صفحات قرآن كريم رايج است.
قبل از تحويل سال نو، پدر و يا بزرگ خانه به تعداد افراد خانوار اسكناس هايي را در درون صفحات قرآن مجيد قرار مي دهند و با تحويل سال و خواندن دعاي تحويل سال، افراد خانه اولين دريافت نقدي خود را در سال جديد از قرآن كريم مي گيرند و اعتقاد دارند اين به كارشان در سال جديد بركت مي دهد.
مردم آذربايجان براي اينكه ياد و خاطره از دنيا رفتگان را نيز گرامي بدارند و تسلي خاطري از بازماندگان كنند نيز رسم و آيين خاصي دارند.
در آذربايجان ، افرادي كه عزيزي را از دست داده اند عيد نوروز براي آنها با عنوان قره بايرام (عيد سياه) نام گرفته است.
مردم آذربايجان غربي هم براي گراميداشت ياد و خاطره درگذشتگان خود، يكي دو روز قبل از تحويل سال نو به سر مزار عزيزان درگذشته خود مي روند كه از اين آيين با عنوان 'عارافا' نام برده مي شود.
بعد از تحويل سال نو، ديد و بازديد از بزرگان خانواده و اعضاي فاميل از رسوم مردم آذربايجان است كه چند روز اول عيد در مناطق شهري و روستايي استان به اين امر اختصاص مي يابد.
مراسم عيد نوروز با آيين سيزده بدر پايان مي يابد كه در اين روز مردم به خارج از شهرها مي روند و اين روز را در دامن طبيعت سپري مي كنند.
يكي از رسم هاي زيباي ايام نوروز در آذربايجان به گفته پدران و پيران اين منطقه رسم 'تكم چي' ها بوده كه اكنون به طور كلي به فراموشي سپرده شده است.
چند روز مانده به عيد، تكم چي به طور نمادين، تكم (بز ساخته شده از چوب) را در كوچه هاي روستاها و شهرها مي چرخاند و درحالي كه اشعاري به زبان تركي و با صداي دلنشين مي خواند، نويد آمدن عيد را مي داد و پاداش خود را از مردم مي گرفت.از دیگر رسم ها این است که شخصی به نام "سایاچی" چند روز مانده بهعید گوسفندان و احشام را می شمارد و برای صاحب آنها آرزوی برکت می کند و پاداش می گیرد.
منابع:
1-فرهنگ اساطير و اشارات داستاني در ادبيات فارسي- دكتر محمد جعفر ياحقي
2-ايلين سون چرشنبه سي- ترجمه بهرام اسدي
3- ايران توركلرينين اسكي تاريخي - دوكتور زهتابي
4-ديوان لغات تورك - محمود كاشغري
5-ديوان سنگلاخ - ميرزا مهدي خان استرآباد
وبلاگ آذربایجان شناسی توسط دانشجویان مهندسی پزشکی دانشگاه سهند تبریز پایگذاری شده است وبا توجه به استقبال گسترده حال به همت دانشجویان تمام رشته های این دانشگاه و سایر دانشگاه های منطقه آذربایجان به فعالیت خود ادامه می دهد. ضمنا این وبلاگ به هیچ عنوان سیاسی نبوده و فقط در راستای شناخت آذربایجان به عنوان قسمتی از ایران اسلامی فعالیت می کند.